معنی میشسار
6 بازدید
(ص مرکب) نقش و نگاری به شکل کلهٔ میش که بر تخت کنند. (ناظم الاطباء). مزین به سر گوسفند. آراسته با سر قوچ. || (اِخ) تخت سلطنت خسروپرویز که منقش و مزین به سر میش بوده است : کهین تخت را نام بد میش سار سر میش بودی برو بر نگار.فردوسی. یکی تخت پیروزهٔ میش سار یکی خسروی تاج گوهرنگار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «میشسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر