معنی میسون
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) کودک خوش قامت نیکوروی. (منتهی الارب، مادهٔ م ی س) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مَ ] (اِخ) نام دختر بجدل، مادر یزیدبن معاویةبن ابی سفیان. (از ناظم الاطباء) (از یادداشت مؤلف) (از منتهی الارب). بنت بجدل الکلبی، زوجهٔ معاویه و مادر یزید. (از حبیب السیر چ سنگی ج ۲ ص ۲۴۱) (از العقدالفرید ج ۵ ص ۱۲۳ و ۱۳۷ و ۱۴۰ و ۱۵۴) (از تاریخ الخلفاء ص ۱۳۷).
کلمات همقافیه با «میسون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر