معنی میرزاقلمدان
5 بازدید
[ قَ لَ ] (اِ مرکب) در تداول عامه، آدم لاغر و باریک و مردنی و پزوایی. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). || بی سواد. نویسندهٔ بی سواد. (از امثال و حکم دهخدا). و رجوع به میرزاقلمدانی شود.
کلمات همقافیه با «میرزاقلمدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر