معنی میرزاقشم‌شم

معنی میرزاقشم‌شم

4 بازدید
[ قَ شَ شَ ] (اِ مرکب) (اصطلاح عامیانه) با جامه و پیرایهٔ جلف و قیمتی. (امثال و حکم دهخدا). میرزاغشم شم. آدم بیکارهٔ لوس و خودخواه. (از فرهنگ عوام). کسی که خود را لوس و ننر می کند و بزرگتر و عالیقدرتر از آنچه هست جلوه می دهد. قرتی قشم شم. (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). تعبیرات فوق شاید از نام میرزاقشم شم اصفهانی شاعر هزال قرن اخیر گرفته شده باشد. || آدمی که دست به سیاه و سفید نمی زند و دماغ خود را بالا می گیرد. (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
[ قَ شَ شَ ] (اِخ) شاعر اصفهانی اوایل قرن چهاردهم هجری است. وی را مهازلات زیبائی است و به جنگ صادق ملارجب می رفته است. چنانکه صادق ملارجب در دو بیت زیر بدان اشاره کرده است: لپه چیهای یارم ماچی قشنگش می آید بعد از آن ماچ قشنگ اللََّه کلنگش می آید صادق ملارجب شعر جفنگش می آید غافل از میرزاقشم شم که به جنگش می آید. این شاعر در سال ۱۳۱۲ هـ . ش. درگذشته است. رجوع به کتاب سروته یک کرباس ج ۱ ص ۱۵۸ و ۱۵۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «میرزاقشم‌شم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید