معنی میربحری
5 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به میربحر. آنچه به امیربحر نسبت دارد. || (اِ مرکب) باج و خراجی که در بندر از کشتیها می گیرند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «میربحری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر