معنی میدهنه
9 بازدید
[ مَ دَ / مِ دِ نِ هْ ] (نف مرکب) آن که سفره آرد و گسترد. سفره چی و چاشنی گیر. (ناظم الاطباء). کنایه از سفره چی باشد و آن را در هندوستان چاشنی گیر می گویند. (برهان). سفره چی که در هندوستان به چاشنی گیر شهرت دارد و صحیح شده و اغلب که میده مه، به میم به جای نون، مرادف میده سالار باشد. (آنندراج): نوبه زنت کیقباد میده نهت اردشیر نیزه برت تهمتن غاشیه کش گستهم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «میدهنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر