معنی میدهسالار
6 بازدید
[ مَ دَ / مِ دِ ] (ص مرکب) خوانسالار. || نانوا و نان پز. (ناظم الاطباء). نان پز و ناظر و طباخ. (از آنندراج) (انجمن آرا). شخصی را گویند که نان می پزد. (آنندراج) (برهان). نان پز را گویند. (فرهنگ جهانگیری): آفاق را از جرم خور هم قرص و هم آتش نگر هم مطبخ و هم خوان زر هم میده سالار آمده. خاقانی. و رجوع به میده شود.
کلمات همقافیه با «میدهسالار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر