معنی میدعة
5 بازدید
[ دَ عَ ] (ع اِ) میدع. میداعة. جامهٔ کهنه. || جامه دان یا جامه ای که بدان جامه را از گرد و غبار نگاهدارند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). میداعة. میدع. دامنک. ج، میدع. (مهذب الاسماء). || جامه ای که هرروزه پوشند. ج، موادع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «میدعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر