معنی میدان گشادن
6 بازدید
[ مَ / مِ گُ دَ ] (مص مرکب) فضا و جا باز کردن : رقص میدان گشاد و دایره بست پردرآمد به پای و پویه به دست. نظامی (هفت پیکر ص ۱۲۴).
کلمات همقافیه با «میدان گشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر