معنی میخ ساختن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) درست کردن میخ و وتد. میخ درست کردن. || سکه کردن. (از یادداشت مؤلف). || نقش و باسمه و قالب سکه ساختن برای سکه کردن با نام و نشان کسی : درم را همی میخ سازد به نیز سبک داشتن بیشتر زین چه چیز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «میخ ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر