معنی میخواران

معنی میخواران

4 بازدید
[ خوا / خا ] (اِخ) ظاهراً موضعی نزدیک غزنین : گفت سخت صواب آمد ما رفتیم بر جانب می خواران تا سالار برسد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۲۳).
[ مَ / مِ خوا / خا ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۳۰ هزارگزی شمال خاور سنقر با ۱۲۳۹ تن سکنه. آب آن از زه آب رودخانه و راه آن مالرو است. خط تلفن سنقر به قروه از این ده می گذرد در چهار محل به فاصلهٔ سه هزار گز از هم واقع است به شرح زیر: ۱ -محمدآقا با ۳۸۹ تن جمعیت. ۲ -سادات با ۳۱۲ تن جمعیت. ۳ -محمد صادق با ۲۷۴ تن جمعیت. ۴ -فرمانفرما (یا ده پیرعلی) با ۲۷۳ تن جمعیت. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ مَ خوا / خا ] (اِخ) دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر، واقع در ۳۶هزارگزی باختر شهر ملایر با ۱۴۴ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «میخواران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید