معنی می‌بد

معنی می‌بد

5 بازدید
[ مَ / مِ بَ ] (اِ مرکب) شرابدار. (یادداشت مؤلف)
[ مِ بُ ] (اِخ) یکی از دهستانهای سه گانهٔ بخش اردکان شهرستان یزد و محدود است از شمال و باختر به دهستان حومه و از جنوب به بخش خضرآباد و از خاور به بخش اشکذر. آب آن بیشتر از قنوات تأمین می شود. و محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و پنبه است. میبد از ۱۹ آبادی با ۲۳۲۱۳ تن سکنه تشکیل شده و دیه های مهم آن میبد (مرکز دهستان) و مهرجرد فیروز آباد و شورک است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰). میبد شهری کوچک از اقلیم سیم است. دور قلعه اش چهار هزار قدم است. حقوق دیوانی اش دو تومان و دویست دینار است. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۷۴). از بلوکات یزد، حد شمالی و شرقی رستاق. جنوبی ندوشن وکذابات و غربی عقدا. مرکز آن میبد. عدهٔ قراء آن ۱۸ و مساحت آن ۱۰ فرسخ و جمعیت آن ۱۴۸۵۰ تن است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).
[ مِ بُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان میبد بخش اردکان شهرستان یزد است، واقع در کنار راه میبد به اردکان با ۳۷۹۸ تن جمعیت است. آب آن از قنات تأمین می شود و راه آن اتومبیلرو است. ادارات دولتی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰). یزد و اعمال آن چون میبد و نائین و کثه و فهرج و غیر آن جمله از پارس است. (فارسنامهٔ ابن بلخی چ اروپا ص ۱۲۲).

کلمات هم‌قافیه با «می‌بد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید