معنی میبختج
5 بازدید
[ مَ بُ تَ ] (معرب، اِ مرکب) مأخوذ از می پختهٔ فارسی و به معنی آن. (ناظم الاطباء). منظور از آن اغلوقی است و آن عصارهٔ انگور است. (از تذکرهٔ ضریر انطاکی ص ۳۳۵). معرب می پخته. می پخته. طلاء. می فختج. سیکی. مثلث. مصنف. طیلاء. میفتج. اغلیقی . (یادداشت مؤلف). و رجوع به میفختج و می پخته شود.
کلمات همقافیه با «میبختج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تج» برای سرودن شعر