معنی میانکوه

معنی میانکوه

5 بازدید
(اِخ) دهی از دهستان فشگلدرهٔ آبیک شهرستان قزوین، واقع در ۹هزارگزی باختری آبیک با ۱۴۶ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ زیاران و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
(اِخ) دهی از دهستان گرگانرود جنوبی بخش مرکزی شهرستان طوالش، واقع در ۸هزارگزی خاور هشتپر با ۱۰۹۵ تن سکنه. آب آن از گرگانرود و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
(اِخ) دهی است از دهستان خالصهٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۲۶هزارگزی شمال باختری کرمانشاه. با ۱۶۳ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش چاپشلو شهرستان دره گز، واقع در جنوب باختری دره گز. هوای آن سردسیر و دیه ها از چشمه و رودخانه مشروب می شوند. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و میوه و لبنیات است. این دهستان از ۱۳ آبادی با۳۱۶۰ تن جمعیت تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹). از بلوکات ولایت درگز خراسان و دارای ۱۷ قریه است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).
(اِخ) یکی از دهستانهای دوگانهٔ بخش مهریز شهرستان یزد و آن محدود است از شمال و باختر به بخش تفت از جنوب به دهستان مهریز و بخش تیر و از خاور به دهستان مهریز. هوای آن خوب و محل ییلاق مردم یزد است. میان کوه از ۱۴ آبادی با ۲۰۲۶۹ تن جمعیت تشکیل شده است و محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات است. آب آن از چشمه و قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰). از بلوکات یزد و حد شمالی آن: حومه و مهریز. شرقی: مهریز و پشتکوه. جنوبی: پشتکوه. غربی: پیشکوه. مرکز: طرزجان. عدهٔ قراء ۱۴. مساحت آن ۱۶ فرسخ. جمعیت آن ۱۱۸۰۰ نفر است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).
(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در جنوب باختری شهرکرد با هوای کوهستانی و کوههای بلند و رودخانه های پرآب. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و میوه و صنایع دستی زنان جاجیم و قالی بافی است. این دهستان از ۱۳ آبادی با ۴۰۷۷ تن جمعیت تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
(اِخ) نام کوهی است به اصفهان. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «میانکوه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید