معنی میانهبالا
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص مرکب) ربعه. مربوع. (دهار). با بالایی نه بلند و نه کوتاه. میانه قامت. میان بالا. معتدل القامه. با قدی موزون و معتدل. متوسطالقامه (آدمی). که بالایی نه بسیار کوتاه و نه بسیار بلند دارد. آنکه قدی متوسط دارد نه دراز و نه کوتاه. (یادداشت مؤلف): مردی بود مأمون به گونه اسمر و میانه بالا. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «میانهبالا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر