معنی میانده
5 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش صومعه سرای شهرستان فومن، واقع در ۵هزارگزی شمال صومعه سرا با ۱۴۴۴ تن سکنه. آب آن از رود ماسوله و استخر و راه آن مالرو است. یک بقعهٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سنگر کهدمات بخش مرکزی شهرستان رشت، واقع در ۱۸هزارگزی جنوب رشت. با ۳۴۵ تن سکنه. آب آن از نهر خمام رود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوشیان بخش رودسر شهرستان لاهیجان، واقع در ۳۵هزارگزی جنوب خاوری رودسر با ۳۴۰ تن سکنه. آب آن از نهر میانده و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش رضوانده [ رضوانشهر ] منطقهٔ طالشدولاب شهرستان خمسهٔ طوالش است. این دهستان بین دهستانهای خشابر -پره سر - گیل دولاب واقع و راه شوسهٔ بندر انزلی به آستارا تقریباً از وسط آن می گذرد. میانده از ده آبادی تشکیل شده و در حدود ۳۵۰۰ تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در ۵هزارگزی شمال باختری جویبار با ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از آب بندان و چاه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان قشلاق کلارستاق بخش چالوس شهرستان نوشهر، واقع در ۵۸هزارگزی باختر چالوس با ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از رود سرداب رود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان، واقع در ۱۸ هزارگزی جنوب شهر تویسرکان. با ۱۱۴۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. این ده ۱۰ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان شیب کوه زاهدان بخش مرکزی شهرستان فسا، واقع در ۳۰هزارگزی جنوب خاور فسا با ۱۱۹۵ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان ارزوئیهٔ بخش بافت شهرستان سیرجان، واقع در ۱۲۸هزارگزی جنوب باختری بافت با ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در ۱۵هزارگزی جنوب خاوری سبزواران با ۲۴۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هلیل و راه آن مالرو است. مزرعهٔ میان ده پایین جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «میانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر