معنی میاندشت

معنی میاندشت

5 بازدید
[ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گرجی بخش داران شهرستان فریدن، واقع در ۲۵هزارگزی باختر داران با ۱۲۵۵ تن سکنه. آب آن از رود و قنات و چشمه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ دَ ] (اِخ) ایستگاه راه آهن جنوب میان کارون و خسروی، واقع در ۸۳۲هزارگزی تهران. (از یادداشت مؤلف).
[ دَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه شاهرود و نیشابور میان زیدر و الهاک در ۵۱۸هزارگزی تهران. (یادداشت مؤلف). محلی در جنوب غربی شاهرود در خراسان و در نیم فرسخی آن در تنگهٔ شورداد معادن مس متعدد می باشد و چنین معلوم می شود که سابقاً کوره هایی برای ذوب مس بوده است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).

کلمات هم‌قافیه با «میاندشت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید