معنی میآلوده
4 بازدید
[ مَ / مِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آلوده به می. که به شراب آلوده باشد. آنچه به باده آلوده باشد: می آلوده دستار و پیراهنش گروهی سگان حلقه پیرامنش. سعدی (بوستان). || کنایه است از شرابخوار و مخمور. می زده. مست : می آلوده ای راه مسجد گرفت.سعدی. - می آلوده کردن؛ کنایه است از بسیار سرخ کردن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «میآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر