معنی میآلود
4 بازدید
[ مَ / مِ ] (ن مف مرکب) می آلوده. آلوده به شراب : عیبم بپوش زنهار ای خرقهٔ می آلود کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد.حافظ. حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را.حافظ. || مخمور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «میآلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر