معنی مکیدت

معنی مکیدت

8 بازدید
[ مَ دَ ] (ع اِمص، اِ) بداندیشی. (غیاث). کید و مکر و فریب و خدعه. (ناظم الاطباء). مکیدة. سگالش. بدسگالی. دستان. حیله گری. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج، مکاید: و رای و مکیدت او بدانست و در هر یک خللی تمام و ضعفی شایع دیدم. (کلیله چ مینوی ص ۸۹). تا بوی مکیدت و رنگ عقیدت او در دیگران نگیرد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۵۶). ضمیر مکیدت از دشمن پنهان دارم. (مرزبان نامه ایضاً ص ۶۵). گفته اند مکیدت دشمنان و سگالش خصمان در پرده کارگرتر آید. (مرزبان نامه ایضاً ص ۱۱۶). بنیاد تأکید این دوستی را به مکیدتی براندازم. (مرزبان نامه ایضاً ص ۱۴۷). لشکری که با او بودند از مکیدت نصر خبر نداشتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۶۸). از مکیدت و شطارت شار تبسم کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۴۶). در ضمن احضار من مکیدتی عظیم و محذوری جسیم مدرج است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۹۶). تمامت عالمیان بتخصیص اهل ایمان از شر مکیدت و خبث عقیدت ایشان برآسودند. (جهانگشای جوینی). از وقیعت حساد و مکیدت اضداد سلیم نمانیم. (تاریخ غازان ص ۷۱). || خبث. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مکیدة شود.

کلمات هم‌قافیه با «مکیدت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید