معنی مکونات
6 بازدید
[ مُ کَ وْ وَ ] (ع ص، اِ) مخلوقات و موجودات. (غیاث). جِ مکونة. موجودات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از صنایع به او رسد مکونات و مقدرات و محدثات از خلق زمین و سماوات و شمس و قمر و نجوم مسخرات. (کشف الاسرار ج ۳ ص ۶۳۹). گازر شده به گاه وجود مکونات معبر شده به گاه کرامات اولیا. جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید ص ۱۸). مکونات همه داغ نیستی گیرند که کس نماند از ضربت زوال مصون. جمال الدین عبدالرزاق. تار و پود مکونات در هم نیفتادی. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۹۹). به مظهر مکونات فردا خواهد آمد امروز کس نداند. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۶۷). اثبات وحدانیت او در هر ذره ای از ذرات مکونات موجود است. (جهانگشای جوینی). ابداع مکونات شمه ای از آثار شوکت و عظمت او. (دستور الکاتب محمدبن هندوشاه چ مسکو ص ۱). او را به شرف نطق از دیگر مکونات ممتاز گردانید. (دستور الکاتب محمدبن هندوشاه چ مسکو ص ۴). نه خود را و نه غیر را از مکونات هیچ فعل و ارادات و اختیار نبیند. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۴۲۷). - مکونات اربع؛ معادن (جماد)، نبات، حیوان و انس (آدمی). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مکونات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر