معنی مکللة
6 بازدید
[ مُ کَ لْ لَ لَ ] (ع ص) روضة مکللة؛ مرغزار پر از گلهای شکفته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنکه گرد بر گرد کاسه گوشت نهاده بود. (مهذب الاسماء): جفنة مکللة بالسدیف؛ کاسه ای که بر آن پاره های گوشت باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکللة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر