معنی مکرمات

معنی مکرمات

6 بازدید
[ مَ رُ ] (ع اِ) جِ مکرمة. (ناظم الاطباء). جوانمردیها. نیکیها. کرامتها: مکرماتش به نوع ماند راست نوع باقی و شخص بر گذراست. خسروی سرخسی. صاحب عادات نیک و سید سادات قاعدهٔ مکرمات و فایدهٔ حد. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی چ ۳ ص ۱۷). رفتی و هست برجا از تو ثنای خوب مردی و زنده ماند ز تو مکرمات تو. مسعودسعد. به مکرمات تو دعوی اگر کند گردون بسنده باشد او را دو کف تو دو گوا. مسعودسعد. مکرمات و امید و عزت را صدر و محراب و پیشگاهی تو. عثمانی مختاری (دیوان چ همایی ص ۵۶۵). نیست یک دم که بنده خاقانی غرقهٔ فیض مکرمات تونیست.خاقانی. به بوسیدن بساط عالی که قبلهٔ مکرمات و قبله گاه ملکات است به غایت آرزومند و متعطش می باشد. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ۱۲۳).

کلمات هم‌قافیه با «مکرمات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید