معنی مکرماً
6 بازدید
[ مُ کَ رْ رَ مَنْ ] (ع ق) باتکریم. بااحترام. به عزت : صواب آن است که عزیزاً و مکرماً بدان قلعت مقیم می باشد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۹). معتصم گفت حاجبی را بخوانید، بخواندند بیامد گفت به خانهٔ افشین رو با مرکب خاص ما و بودلف قاسم عجلی را برنشان و به سرای بوعبداللََّه باز بر عزیزاً مکرماً. (تاریخ بیهقی چ ا دیب ص ۱۷۴). تا ترا به شام فرستم بی بند عزیزاً مکرماً آنگاه او داند که چه باید کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۸۶). و رجوع به مکرم شود.
کلمات همقافیه با «مکرماً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر