معنی مکحلة
6 بازدید
[ مُ حُ لَ ] (ع اِ) سرمه دان. ج، مکاحل. (مهذب الاسماء) (زمخشری) (ناظم الاطباء). سرمه دان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ مُ حُ لَ / مُ حَ لَ ] (ع اِ) به لغت مراکش، توپ و تفنگ. (ناظم الاطباء). به لغت اهالی مغرب آلتی است که بدان گلوله های سربی اندازند. (از ذیل اقرب الموارد): فضربت مکحلة من جانب عسکر بکر فاصابت الوزیر فقتله. (خلاصةالاثر ج ۱ ص ۳۸۲). || نام آلتی از آلات ساعات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مکحلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر