معنی مکبوب
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بر زمین افکنده. به روی بر زمین فروکوفته : زعیم آن مدابیر و عظیم آن مخاذیل را منکوب و مکبوب به دوزخ فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۲۱).
کلمات همقافیه با «مکبوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر