معنی مکالمت
5 بازدید
[ مُ لَ / لِ مَ ] (از ع، اِمص) مکالمة. با یکدیگر سخن گفتن. گفتگو: از محاورهٔ اوغاد به مکالمت ملوک آورد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۳۵). گستاخ به مکالمت در آمد... (مرزبان نامه). بطریق استعجال و هجوم بر مکالمت او اقدام ننماید. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۲۴). پس شیخ را در مکالمت با مرید لازم بود که اول تخم کلام از شوایب هوا تنقیه کند. (مصباح الهدایه، ایضاً ص ۲۳۰). بر بساط قرب و مکالمت و منادمت جای دادند. (مصباح الهدایه، ایضاً ص ۲۹۶). و رجوع به مکالمه و مکالمة شود. || مرتبهٔ کلیم بودن و مکالمت مرتبهٔ والایی است که مخصوص حضرت موسی است که فرمودند: {/B«وَ کَلَّمَ اَللََّهُ مُوسی ََ تَکْلِیماً»۱۳-۱۷۴:۱۶۴/}. (فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی جعفر سجادی).
کلمات همقافیه با «مکالمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر