معنی مکاتبه
5 بازدید
[ مُ تَ / تِ بَ / بِ ] (از ع، اِمص) مکاتبة. نامه نگاری. نامه نویسی. مکاتبت. مراسلت. مراسله : از آن سفر با موکب ظفر بازگردید و مکاتبهٔ شاه شار از سرگرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۴۱). طلب موصلت بطریق مکاتبه که آن را احداللقائین نام نهاده اند متعین بود. (از مکتوب صدرالدین قونیوی، بنقل امثال و حکم ص ۲۷۳). و رجوع به مکاتبت و مکاتبة شود. || (اِ) مجازاً نامه را نیز گویند. (غیاث) (آنندراج): ناصرالدین از این کلمات متأذی شد و طراوت آن حال به ذبول رسید و مکاتبهٔ دیگر رسانیدند مشتمل بر استیناف مصادقت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۷).
کلمات همقافیه با «مکاتبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر