معنی مکاتبات
8 بازدید
[ مُ تَ / تِ ] (ع اِ) مراسله ها و نوشتجات. (ناظم الاطباء). جِ مکاتبه. نامه نگاریها: پس از آن میان هر دو ملاحظات و مکاتبات پیوسته گشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۴۳). در این معنی مکاتبات و آمد و شد بوده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۷۹). تا ملک الروم زنده بود میان اپرویز و از آن او پیوسته مکاتبات رفتی. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۰۲). چون مکاتبات شریفه که هر یک بصر را قرت و بصیرت را قوت... است به کهتر می رسد از سعادت وصول آن لطیفهٔ فتوح... خرم دل و سرافراز می گردد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۱۳۴). میان این ضعیف و میان او مشاعرات است تازی و پارسی و مکاتبات. (جوامع الحکایات). طایر مکاتبات را پر بسته و کلبهٔ مراودات را در بسته. (قائمقام فراهانی). - امثال: المکاتبات نصف الملاقات ؛ نامه نیمی از دیدار باشد. (امثال و حکم ج ۱ ص ۲۷۳). المکاتبات احداللقائین؛ نامه دوم دیدار باشد. (امثال و حکم ج اول ص ۲۷۳). || نام قسمی خط، اختراع ذوالریاستین فضل بن سهل. (الفهرست ابن الندیم، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). قلمی (شعبه ای) از قلم ریاسی یا مدور کبیر که در مکاتبات بکار برده می شد. و رجوع به ترجمهٔ الفهرست ص ۱۴ شود.
کلمات همقافیه با «مکاتبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر