معنی مکابرت
8 بازدید
[ مُ بَ / بِ رَ ] (از ع، اِمص) مکابرة. ستیزه. معارضه : شیر از آن مکابرت عجب نماند و بر آتش غیظ مصابرت را کار فرمود. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۴۴). جز به رنج و مثابرت ذل و مکابرت با گردش ایام بیرون نتوان آمد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۴۱). با او طریق مکابرت نسپرد. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۳۵۲). و رجوع به مکابره و مکابرة شود.
کلمات همقافیه با «مکابرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر