معنی مژدگان دادن
5 بازدید
[ مُ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب) تباشر. (دهار). تبشیر. (تاج المصادر بیهقی). بشارت دادن. مژده دادن. خبر خوش دادن. || مژدگانی دادن : دل از من رفت اگر یابم نشانش دهم این خسته جان را مژدگانش. (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «مژدگان دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر