معنی مژدک
5 بازدید
[ مَ دَ ] (اِخ) همان مزدک است و به زای فارسی اصح است. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (از برهان). دو قرن پیش از وی مردی به نام «زردشت بودند و (بوندس)» پسر خرکان از مردم پسا(فسا) که مانوی بود آئینی به نام «دریست دین» n dts rD پی افکند و مزدک که مرد عمل بوده این آئین را رواج داد. راجع به شخص مزدک اطلاعات ما بسیار مختصر است وی پسر «بامداذ» است. و معاصر قباد و انوشیروان پادشاه ساسانی. (از حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به مزدک شود.
کلمات همقافیه با «مژدک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر