معنی موی شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) چون مو شدن. سخت نزار و لاغر گردیدن. چون موی لاغر و باریک گشتن. (از یادداشت مؤلف): بر هر سر موی من غمت راست مصاف مویی شده ام به وصف تو موی شکاف. خاقانی.
کلمات همقافیه با «موی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر