معنی موی ریختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) مو ریختن. ریختن موی سر و صورت انسان. ریختن موی تن جانوران. ریختن موی بر اثر پیری یا بیماری. (از یادداشت مؤلف): از دهان تو همی آید فژاک پیر گشتی ریخت مویت از هباک.طیان. || ترسیدن. هراسیدن. سخت واهمه داشتن از کسی. ترس داشتن از کسی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موی ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر