معنی موی باز کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) گشودن موی بافته یا به هم گوریده. || تراشیدن موی : سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۵۴). موی سر باز می کنند تا آنگه که گوسفند بکشند. (کشف الاسرار ج ۱ ص ۵۲۷).
کلمات همقافیه با «موی باز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر