معنی مویپیرای
5 بازدید
(نف مرکب) که به پیرایش موی بپردازد. که موهای اضافی گیسو یا ریش بسترد و بپیراید. دلاک. سلمانی. موی استر. (از یادداشت مؤلف). مزین. (دهار). آرایشگر. پیرایشگر. و رجوع به موی استر شود.
کلمات همقافیه با «مویپیرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر