معنی موی‌بند

معنی موی‌بند

6 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) بند که موی بدان بندند. بندی که زنان بدان گیسو بندند. (یادداشت مؤلف). عقاص. (ملخص اللغات) (السامی فی الاسامی) (دهار). موی باف. سُفّة. (منتهی الارب). امروزه بندی از نوار معمول است که زنان موی و گیسوی خود را بدان می بندند و آن را روبان می گویند: ماه برآمد چو موی بند عروسان تابان اندر میان نیلی چادر.مسعودسعد. پیش چشمت خیال هستی من سایهٔ موی بند گیسوی تست.خاقانی. موی بند به زر از موی زره ور ببرید عقرب از سنبلهٔ ماه سپر بگشایید.خاقانی. همی گفت از آن رختها موی بند معلق به یک موی باشیم چند.نظام قاری. پشت از شانه باف و میان از موی بند. (نظام قاری ص ۱۳۴). || (نف مرکب) موصله. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «موی‌بند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید