معنی مویباف
5 بازدید
(نف مرکب) آنکه موها را به هم ببافد. زن که موی سر خود یا دیگری را ببافد. موی بند. (یادداشت مؤلف). و رجوع به موباف شود. || (اِ مرکب) بندی که به وسیلهٔ آن موها را بافند: سُفّة؛ موی باف و موی بند زنان که بدان موی را پیوند کنند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مویباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر