معنی موگه
8 بازدید
[ گِ ] (فرانسوی، اِ) سوسن بری که گل برف نیز نامندش. (از یادداشت مؤلف). گیاهی است از تک لپه ای هایی که جام و کاسهٔ رنگین دارند، از تیرهٔ سوسنی ها و از دستهٔ مارچوبه ها که ساقه های زیرزمینی ضخیم و گلهای کوچک معطر و برگهای بزرگ دارد. (از گیاه شناسی گل گلاب چ ۳ صص ۳۰۵-۳۰۸). از تیرهٔ لیلیاسه است و قسمت قابل مصرف آن: گیاه کامل گلدار، و مواد مؤثر آن: هتروزیدهای گوناگون، و مورد استعمال آن: تنتورموگه است. (از کارآموزی داروسازی ص ۲۰۸). و رجوع به سوسن بری شود. || (اصطلاح پزشکی) برفک. رجوع به برفک شود.
کلمات همقافیه با «موگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر