معنی موکبروان
6 بازدید
[ مَ / مُو کِ رُ ] (اِ مرکب) عبارت است از حشم و خدم که همراه موکب باشند. (آنندراج). جِ موکب رو. سواران یا پیادگان که همراه سلطان یا فرمانروا باشند: به هارونیش خضر و موسی دوان مسیحا چه گویم ز موکب روان.نظامی. چو در موکب قلب دارا رسید ز موکب روان هیچ کس را ندید.نظامی. و رجوع به موکب و موکب رو شود.
کلمات همقافیه با «موکبروان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر