معنی موکبرو
4 بازدید
[ مَ / مُو کِ رَ / رُو ] (نف مرکب) رونده در التزام رکاب شاه. که در موکب پادشاه یا بزرگ یا امیری حرکت کند. که در التزام رکاب سلطان باشد: مریخ، ملازم یتاقت موکب رو کمترین وشاقت.نظامی. وشاقان موکب رو زودخیز به دیدار تازه، به رفتار تیز.نظامی. و رجوع به موکب و موکب روان شود.
کلمات همقافیه با «موکبرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر