معنی موهة
5 بازدید
[ هَ ] (ع اِمص، اِ) آب و رونق روی. (منتهی الارب، مادهٔ م وهـ) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مُواهة. گویند: ما احسن موهة وجهه و مواهته؛ أی ماءه و رونقه. || تابانی و درخشانی آب روی. (منتهی الارب) (آنندراج). مُواهة. (منتهی الارب). || حسن. (ناظم الاطباء). || خوبی و نیکویی. (منتهی الارب). خوبی و نکوئی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «موهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر