معنی موماندود
6 بازدید
[ اَ ] (ن مف مرکب) موم اندوده. موم اندوده شده. موم آلود. آلوده به موم. || موم آلود. مشمع. (یادداشت مؤلف). و رجوع به موم آلود و مشمع شود.
کلمات همقافیه با «موماندود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر