معنی مولدة
7 بازدید
[ مُ وَلْ لَ دَ ] (ع ص) زن غیرعرب زاییده در میان عرب. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || نوپیدا از هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). - بینة مولدة؛ حجت غیرثابت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || کلمهٔ نوپیداشده که از پیش در زبان نبوده است. مولد. (یادداشت مؤلف). - لغت مولدة؛ لغتی که در اصل کلام عرب موضوع نباشد مگر از لغت اصلی گرفته باشند. (ناظم الاطباء). || شاعر نو. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مُ وَلْ لِ دَ ] (ع ص، اِ) قابله و مام ناف. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ماما. قابله. (یادداشت مؤلف). ماماچه. پیش نشین.
کلمات همقافیه با «مولدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر