معنی موقوفات

معنی موقوفات

5 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ موقوفة. (یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء). رجوع به موقوفة شود. || هرچیز که در راه خدا وقف شده باشد. موقوفه ها. (ناظم الاطباء). و رجوع به موقوفه شود. - دفتر موقوفات؛ دفتر ثبت و حساب و دخل و خرج موقوفه ها: شغل مشارالیه آن است که وزراء و مستوفیان و... موقوفات خاصه و ممالک، همگی محاسبهٔ خود را به دفتر موقوفات رسانیده... و ارقام و امثلهٔ دفتری که صادر می شده به مسودهٔ دفتر موقوفات محرران ارقام و مثال نویسان می نوشته اند. (تذکرةالملوک ص ۴۴). - مستوفی موقوفات ممالک محروسه؛ مستوفی که حساب اوقاف عامه را دارد سوای موقوفات خاصه که وابسته به دستگاه سلطنت بوده است (در دورهٔ صفویه): در بیان تفصیل شغل مستوفی موقوفات ممالک محروسه: شغل مشارالیه آن است که وزراء و مستوفیان، متصدیان و متولیان و مباشرین موقوفات خاصه و ممالک، همگی محاسبهٔ خود را به دفتر موقوفات رسانیده... از آن قرار دادوستد نمایند. (تذکرةالملوک ص ۴۴). - موقوفات تفویضی و شرعی؛ وقفها که کسی به دیگری واگذارد مثل به پادشاه وقت یا اعلم علمای زمان و یا برحسب قوانین شرع به دیگری منتقل شود چنانکه از پدر به پسر یا به بازماندهٔ ذکور و غیره : مجملاً عزل و نصب مباشرین موقوفات اگر تفویضی بوده باشد به صدور خاصه و عامه متعلق است و اگر شرعی باشد هیچ یک از حکام شرع و صدور را مدخلیتی در آن نیست، بلکه شرعاً هرکس را واقف اوقاف، متولی و صاحب اختیار قرار داده باشد مباشر خواهد بود. و تغییر آن مخالف شریعت مقدسهٔ نبوی است. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۳). - موقوفات خاصه؛ مقابل موقوفات عامه. موقوفاتی که به دستگاه سلطنت بازبسته بوده است (در دورهٔ صفویه): شغل مشارالیه آن است که وزراء و مستوفیان و... موقوفات خاصه و ممالک، همگی محاسبهٔ خود را... از آن قرار دادوستد نمایند. (تذکرةالملوک ص ۴۴). - موقوفات عامه؛ موقوفاتی که ثمرهٔ آن به عموم مردم رسد. در موارد ذیل منافع موقوفات عامه صرف بریات عمومیه خواهد شد: در صورتی که منافع موقوفه مجهول المصرف باشد مگر اینکه قدر متیقنی در بین باشد. در صورتی که صرف منافع موقوفه در مورد خاصی که واقف معین کرده است متعذر باشد. (مادهٔ ۹۱ قانون مدنی).

کلمات هم‌قافیه با «موقوفات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید