معنی موقع
15 بازدید
[ مَ قِ ] (ع اِ) جای افتادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (غیاث). جایگاه افتادن. (یادداشت مؤلف). || جای افتادن باران. ج، مواقع. || جای فرونشستن ستاره. ج، مواقع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جای واقع شدن چیزی. (ناظم الاطباء). جای واقع شدن. (غیاث) (آنندراج). محل وقوع. (یادداشت مؤلف). || محل و موضع و جای. (ناظم الاطباء) (از یادداشت مؤلف). || توسعاً ارزش. اعتبار. اهمیت. مقام. پایگاه : ... نزدیک امیر به موقع سخت تمام افتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۱). علی دندان مزدی به سزا داد رسول را و به خانه بازپس فرستاد و آن نزدیک امیر به موقعی سخت نیکو افتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۳). هر یاری که خیلتاش را باید داد باید بدهد تا به موقع رضا باشد. (تاریخ بیهقی). موقع منت اندر آن هرچه مشکورتر باشد. (کلیله و دمنه). این فتح پیش مجدالدوله موقعی تمام داشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۶۸). || محبت و دوستی. گویند: فی قلبی موضع فلان و موقعه. || اتفاق و عارضه و انقلاب زمانه. (ناظم الاطباء). || هنگام و زمان و وقت. گاه. هنگام. زمان وقوع. (یادداشت مؤلف). - به موقع؛ به جا. به جای. مناسب. به هنگام. (یادداشت مؤلف). - بی موقع؛ بی هنگام. نابه هنگام. نامناسب. نابه جا. (از یادداشت مؤلف). || (ص) لایق. سزاوار. شایسته. (ناظم الاطباء).[ مَ قَ ] (ع اِ) مَوقِع. (آنندراج). جای افتادن و جای واقع شدن. (آنندراج). رجوع به مَوقِع شود.[ مُ وَقْ قَ ] (ع ص) بلارسیده و سختی کشیده. || سفردیده از مردم و شتر و خر. || پشت ریش شده از خر و از شتر. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). بعیر موقع؛ شتر پشت ریش از بسیاری اسفار. (یادداشت مؤلف). || راه نرم و کوفته. || کارد و تیغ تیزکرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || نشان کرده شده بر نامه. توقیع کرده شده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث). صحه گذاشته شده. تأییدشده : مناشیر تقدیر به موافقت تدبیر او موقع و امثلهٔ قضا بر موجب رضای او موشح. (سندبادنامه ص ۲۷۴). || بلندکرده شده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث).[ مُ وَقْ قِ ] (ع ص) نرم سپرندهٔ زیر پای. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آنکه با چکش و مطرقه می زند بر چیزی. || آنکه تیز می کند کارد و تیغ را. || نشان کننده بر نامه. کسی که توقیع می نویسد بر نامه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «موقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر