معنی موقظ
6 بازدید
[ قِ ] (ع ص) بیدارکننده. (یادداشت مؤلف): و للصبا عبث بالثوب تجذبه عنا کموقظة بالرفق وسنانا.ابوالعلاء معری.
کلمات همقافیه با «موقظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قظ» برای سرودن شعر