معنی موفقی
6 بازدید
[ مُ وَفْ فَ ] (ص نسبی) منسوب است به الموفق ابی احمدبن المتوکل ولیعهد المعتمد علی اللََّه. (از لباب الانساب). || (اِخ) نهر بزرگی است و قسمت عمده اش در چمنزارها واقع شده و آن منسوب است به موفق ابواحمدبن متوکل پدر معتضد خلیفهٔ عباسی. (از معجم البلدان).[ مُ وَفْ فَ ] (اِخ) محمدبن محمد موفقی. کاتب نزیل مصر. محدثی بود سخت بخشنده و نیکوکار و از پدرش ابوالحسین عبدالکریم بن احمدبن ابوجدار الصواف روایت دارد و ابومحمد عبدالعزیز نخشبی از او روایت کرده است. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «موفقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر