معنی موعظة

معنی موعظة

6 بازدید
[ مَ عِ ظَ ] (ع مص) پند دادن کسی را به سخنان دل گرم کننده. (منتهی الارب). وعظ. (ناظم الاطباء). پند دادن و موعظه کردن. (یادداشت مؤلف). پند دادن. (آنندراج). و رجوع به وعظ شود. || (اِ) پند. ج، مواعظ. (مهذب الاسماء). پند و نصیحت به سخنان دل نرم کننده. ج، مواعظ. (ناظم الاطباء). پند. (ترجمان القرآن جرجانی ص ۹۶) (آنندراج). موعظه. موعظت. اندرز. نصیحت. (یادداشت مؤلف). سخنی که دلهای سنگوار و سخت را نرم سازد و اشک از دیدگان جامد بگشاید و کردارهای زشت نیکو گرداند. (از تعریفات جرجانی). و رجوع به موعظه و موعظت شود.

کلمات هم‌قافیه با «موعظة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ظة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید