معنی موظوبة
9 بازدید
[ مَ بَ ] (ع ص) موظوب. مؤنث موظوب: امرأة موظوبة؛ زنی که بر مال وی حوادث روزگار نوبت به نوبت رسیده باشد. (ناظم الاطباء). || زمینی که ستور آن را پی درپی چرا کنند و گیاهی در آن باقی نگذارند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «موظوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر